
یا اَبا عَبدِالله الحُسین... کوچیک بودم که مادرم حرزتو گردنم میکرد وقتی محرم میاومد پیرهن سیاه تنم میکرد یا اَبا عَبدِالله الحُسین... بزرگترای منبرو به مجلس تو بردهام هوامو داشته باش آقا منو به تو سپردهاند یا اَبا عَبدِالله الحُسین... خیمه و خرگاه ما رفت به باد فنا به لجهی غم رسید اسیر طوفان شدیم تا تو شدی کشته و ما بی سرو سامان شدیم یک سره سرگشتهی کوه و بیابان شدیم ***** تا حالا، از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت، یا مظلوم به آتیش کشیدند حرم رو یا مظلوم نبودی شکستند سرم رو یا مظلوم نبودی ببینی تو گودال با غیرت شلوغیِ دورو برم رو یا مظلوم نبودی نبودی، به گریهام خندیدند ندیدی ندیدی که زنها ترسیدند تو از نی افتادی من از پا افتادم منو هلم دادن، نمیره از یادم (یادم نمیره شهری که به ماها تیکه نون دادن یادم نمیره شهری که جلوم شراب تکون دادن)