
آرزوهایی که داشتم بعدِ تو نقشِ بَر آب شد کوهِ رؤیاهای من از بعدِ رفتنِت خراب شد جای شُکرِش باقیه با اینکه از غمِت میسوزم زیرِ سایهتَم چقدر خوبه کنارَمی هنوزم (دیگه دنیا بدونِ تو به من نمیسازه هنوز میبینمِت چِشات بازه برا تو میخونم لالایی) ۲ به اصرارِ عمّه منَم یهخورده آب خوردم ببین برای تو هم آوُردم ولی تو روی نیزههایی من این پایین، تو اون بالا علی بالام، لالا لالا... ***** این سه شُعبه زندگیمو به سه قِسمت کرده تقسیم وقتِ تیر و قبلِ تیر و بعدِ تیرخوردن به هستیم قول میدم اگه ورق برگرده و علی نَمیره جوری لالایی بخونم حرمَله گریهش بگیره تلاش کردم حسین ازَت بشنوه بابایی عصای دست نیزهدارایی بیتو از این زَمونه سیرم گُل یاسم بگو کی از شاخه تو رو چیده؟ سرِت هنوزم بوی شیر میده الٰهی من برات بمیرم تُو این عالَم یه تازهعروس پسرمُرده همهش از این و اون کتک خورده کی آخه انقدَر میخنده همهش میگم الٰهی چشم حرمَله کور شه بگو که از مَحمِل من دور شه یا اینکه چشماشو بِبَنده (تُو بزم مِی، قرار ما علی بالام، لالا لالا) ۲ من این پایین، تو اون بالا علی بالام، لالا لالا... آبروی دو عالَم... ***** (آبرودار قبیلهست مزن بیهوا بَر بدنَش دست نزن چشم خود را که دگر بست، نزن بیوضو بَر بدنَش دست مزن همینجا بود الف را دال کردند تو را همراهیِ گودال کردند همینجا بود که دلها گرفت و کسی روی تَنِ تو جا گرفت و سرَت را یک کمی بالا گرفت و و مویَت را ز پشتِ سَر گرفت و) ... (من بیوضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرَت باید بگردم یادش بهخیر موی تو را شانه میزدم حالا به دست شمر شده خاطرات من) ... (هر کسی که بَهر غارت آمد، دست خالی برنگشت موی بین پنجهها را یادگاری...) ... (همینجا بود اکبر را گرفتند ز ما شِبه پیمبر را گرفتند ولی از من دو دلبر را گرفتند هم اکبر هم برادر را گرفتند همینجا ماهِ پاره گریه میکرد رُباب بَر گاهواره گریه میکرد گهی بَر مَشکِ پاره گریه میکرد گهی بَر گاهواره گریه میکرد)