تصویر مهدی رعنایی - کهنه پیراهنتو تو بغلم می‌گیرم

کهنه پیراهنتو تو بغلم می‌گیرم

[ مهدی رعنایی ]
کهنه پیراهنتو تو بغلم می‌گیرم
بوی خونت به مشامم میرسه دلگیرم
آخرش یه روزی از غمت حسین می‌میرم

یادمه یه نانجیب با نیزه زد تو پهلوت
تا دیدم پیکرتو موندم مات و مبهوت
مرکبا رد می‌شدن با نعل تازه از روت، داداشم

دلم جداییمونو هنوز باور نداره
همش می‌گفتم: نامرد نزن مادر نداره
ببین غریبه تو قتلگاه یاور نداره، مادر نداره

(آه دار و ندارم، شهنشه نیزه‌سوارم)۳

لحظه‌ای نشد که چشم از سر تو بردارم
اشکای چشمای تو رو نیزه داد آزارم
وقتی دیدی که توی شلوغی بازارم، بازارم

بعد تو تموم درد و غصه‌هام از اینه
چقدر زخم زبون شامیا سنگینه
هنوزم سکینه از بزم شراب غمگینه، غمگینه

گرفته بوی عطرتو حسین، پا تا سر من
این لحظات آخری کجاست، آب آور من
بگو علی اکبرم بیاد دور و ور من، دور و ور من

(آه دار و ندارم، شهنشه نیزه‌سوارم)۳
****
علامه‌ی نارفته به مکتب زینب
گفتم به خرد: یگانه‌ی دوران کیست؟
بی‌پرده دوبار گفت: زینب، زینب

(زینب، زینب)۳

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مهدی رعنایی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد