نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همش غمت روی، دل شکستمه ببین که پیرهنت، هنوز تو دستمه نشد به پیکر تو سایبون بدم نمیتونم منم تو سایه جون بدم منو میکشه یاد پیکرت منو میکشه زخم حنجرت منو میکشه خشکی لبت منو میکشه جسم بی سرت یه سال و نیمه کار خواهر تو گریهست یه سال و نیمه فکر حنجر بریدم یادم نمیره دیدمت میون گودال یادم نمیره نیزه از تنت کشیدم حسین من غریب بی کفن... (یه سال و نیمه که، باهامه این عذاب) ۲ دیدم سر تو رو، تو مجلس شراب با چوب خیزرون لبت رو پاره کرد یکی به دخترت با دست اشاره کرد منو میکشه گریۀ رباب منو میکُشه مجلس شراب منو میکشه کار حرمله که ریخت رو زمین جلوی چشمم آب برای دست بچهها طناب آوردن شبیه پیرهن تو معجرم رو بردن سکینه و رقیه و رباب تو بازار به جا تموم بچهها کتک میخوردن حسین من غریب بی کفن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد