نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اشکای پر خونَم، با دست لرزونم نگام به در مونده، تا برسی از راه فکرش و نمیکردم، ای مهجبین من آسمون قلبم، یهروز بشه بی ماه یه سال و نیمه بعد کربلا، کربلا عزادارتم شاه سر جدا، سر جدا میون گوشمه وای پیراهنت داداش وای توی آغوشمه وای (غریب حسین آقام وای)۳ زیر نور آفتابم، با چشم پر آبم به یاد اون روزی که تشنه جون دادی به یاد همون روز که جلو چشم مادر، غریب و بی یاور از نفس افتادی تو روی خاکا دست و پا زدی، یا حسین مادرمون و صدا زدی، یا حسین خیمهها گُر گرفت وای، پیش چشای تو وای بوسه گرفتم از وای، خون رگای تو وای (غریب حسین آقا وای)۳ مگه میره از یادم؟ اونهمه داغ و غم که صبح تا ظهر دیدم، تو روز عاشورا مگه میره از یادم؟ اسارت و غارت بزم مِی و بازار،کوچهی یهودیها پاهامون همه زخم از (آبله)۳ امون از چشم هرز (حرمله)۳ سر تو روی نی وای، ما رو دعا میکرد وای نگاه شومشون وای، مگه حیا میکرد وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد