چشم مرا پیالۀ خون جگر کنید هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید من کمتر از گدای شب جمعه نیستم خانه به خانه دست مرا در به در کنید بدکارهها به نیمه نگاهی عوض شدند مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید این تحبسالدعا شدن از مرگ بدتر است فکری برای این نفس بیاثر کنید باید برای سوختنم چارهای کنم این روزه روزه نیست برایم سپر کنید العفو گفتنم که به جایی نمیرسد ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید در میزنیم و هیچ کسی وا نمیکند پس زودتر امام رضا را خبر کنید ***