نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چرا هی از در و دیوار می خونی چرا از آتیش و مسمار می خونی امشب از غربت مرتضی مگو بیا از گریه ی بچه ها مگو دیگه بسه نفسا بریده شد هرچی که می خوای بگی شنیده شد اول بهار کم از خزون بگو بیا از شب عروسی شون بگو هرچی از عشق علی و فاطمه برا عاشقا بگی بازم کمه بگو انسیه ی حورا یعنی چی یا بگو ام ابیها یعنی چی یا بگو این قصه ها دروغ بوده تشییع مادر ما شلوغ بوده از گل و شبنم و شیدایی بخون برا ما روضه ی رویایی بخون بگو فاطمه به پیری رسیده بگو لبخند رقیه رو دیده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد