نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما که با هم یک روز از عالم بالا اومدیم پس چرا تنها میری ما مگه تنها اومدیم بی تو این خونه پر از غصه پر از دل تنگیه میدونی بی تو مدینه غروباش چه رنگیه دیگه تو چشمای کی عکس خدا رو ببینم بعد از این رو به کدوم آیینه باید بشینم وای اگه شور مناجات تو از شب بگیرن وای اگه سایَتو از رو سر زینب بگیرن وای اگه فردا حسین سراغ مادر بگیره وای اگه بهونتو حسن ز حیدر بگیره آسیاب دستی صداش هنوز تو گوشم میخونه ذکر یارب یاربت همیشه یادم میمونه خدا میدونه فقط یه آرزو تو دلمه که بیام خونه بگم سلام، کجایی فاطمه نمیتونم ببینم که دم به دم بیهوش میشی آروم آروم میسوزی پیش چشام خاموش میشی جون زینب دوباره چشاتو واکن و ببین آسمون ابری تره یا چشم این خونه نشین من و تنها نزاری روی دلم پا نزاری چطوری دلت میاد حیدر و تنها بزاری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد