نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای شفایت آرزوی مرتضی اشک تو آب وضوی مرتضی با فراق خود سیه پوشم مکن بی تو تنهایم فراموشم مکن ای تو را بالش زبال جبرئیل بسته ام بر گوشه ی چشمت دخیل سهم من جان کندن و جا ماندن است بر سر قبر تو قرآن خواندن است خیز و شب را راهی از این خانه کن گیسوی طفلان غم را شانه کن کی پذیرد قلب پر احساس تو دختر و چرخاندن دستاس تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد