نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(همانگونه که دلتنگم برای، کربلا،) ۲آقا همان مقدار میسوزم، زهجر سامرا، آقا توتنها میروی، مارا ببر همراه خود، یک شب زسرداب مقدس، تانجف تا نینوا، آقا کنارمزجع پاک امام عسگری خوب است زیارت نامه خواندن ازتوو، گریه زما، آقا کنارجدتوهادی، بابایت حسن، اری صفاداردکه بازهرا شود دل همنوا، آقا به نرجس مادرت سوگند، دارم آرزو روزی کهدر مدح حکیمه عمهات گویم ثنا همانجا یاد بابد کرد یاد عمهی سادات اسیری را، غریبی را، یتیمی تورا آقا اسیریو غریبی چاره دارد، ای گل زهرا توخود براشک چشمان یتیمان کن دعا، آقا مینویسم به دست لرزانم آب در دست ماه میلرزید دردلخویش با خودش میگفت یادجد غریب میارزید با لب خشک و دام عطشانش یاد سو سوی اختران میکرد ظرف آبو صدای، دندانش یاداز چوب خیزران میکرد۲ یاد میکرد با دلی خونی از راس جدش میان تشت طلا چونکه تبعید را به غربت دید گشت گریان زدام شام بلا ناگهان یاد دختران افتاد وای از ریسمان بسته به دست یک طرف دست سیده سجاد یک طرف هم به پیشبندو پست درگلستان سامرا یاده غنچه های خرابه ای افتاد طعم زندان سرد را که چشید یاد زندان کوفه میافتاد همه غم های کوفه مشام از پیش چشمان او چو باد وزید مجلس آرایی عبیدالله مجلس آرایی زنان یزید چشم بیگانهی بی پروا شم ناموس کبریا ز عزا شم بی معجری زن هاو آستین هاکه بود جای حجاب کشته سامرا درآن سکنات یاد مقتول کربلایی بود یادشمشیرو نیزه و خنجر هنجره پاره ماجرایی بود نالهی مادری به گوش هایش خزلوک بنیه یا مظلوم ذبحوک من القفا پسرم قتلوک بنیه یا مظلوم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد