نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سامرا باز با صفا شدهای در حریمت برو بیا داری اربعین پابهپای کربلا زائر و دسته و عزا داری باز هم گنبد طلایی تو مثل مشهد ز دور معلوم است همه دانند زیر این گنبد مدفن دو امام معصوم است معرفت حکم میکند اینجا وقت گریه به رسم جود و کرم تا ابد یادمان نخواهد رفت راه ما درمسیر عاشوراست در کنار دعای صاحبمان امنیت زیر سایهی شهداست (همهی دلخوشی ما این است لاقل یک حسن حرم دارد)۲ صبح و ظهر و غروب سفره بهپاست بس که صاحب کرم، کرم دارد اهل بیت رسول این ایام به غم و غصهها اسیر شدند راستی بین بچههای علی این حسنها چه زود پیر شدند چشم خود باز کرد و با گریه پسر خویش را نگاهی کرد دست انداخت دور گردن او لب او را روی لبش آورد زیر لب گفت الوادع پسرم بعد از این موسم جداییهاست این بیاباننشینی ماها همهاش ارث مادرت زهراست بعداز آنکه زدند زهرا را جای او کنج بیتالاحزان شد شادی از خانوادهی ما رفت، بیت الاحزان شبی که ویران شد بعد از آنکه زدند زهرا را جای او کنج بیت الاحزان شد شادی از خانوادهی ما رفت بیت الاحزان شبی که ویران شد عصمتالله پشت در افتاد پای دشمن به خانهاش وا شد... داد صدیقه را درآوردند... تا در بیتالحرام از آتش بیگانه سوخت کعبه ویران شد حرم از سوز صاحبخانه سوخت ای مادرم... ای مادرم... لیک.. علی لیک بر من هر قَدَر بیداد رفت تا تو را دیدم همه از یاد رفت زد به جان آتش مرا افسردنت با جسارت سوی مسجد بردنت گفتم ای حقِ نمکنشناخته دین عَلَم کرده به قرآن تاخته هر که باشد اهل قبله گو بیا قبله اینست و منم قبله نما آنکه آمد از دورن کعبه اوست تا بدانند اوست مغز و کعبه پوست قبله بهر قبله باشد از روی او کعبه قامت بسته بر ابروی او اختیار از اوست گرچه بستی دست او تو نبستی دست او را صبر بسته تا نکردم سر بسوی آسمان آسمان را باز کن از ریسمان آخه حج من رخسار حیدر دیدن است طوف من گِرد علی گردیدن است آنقَدَر ای قبلهی بیتالحرام دور تو گشتم که شد حجّم تمام تشنهی قدری آب بودم من لب عطشان من تکان میخورد کی به پیش نگاه تو بابا لب من چوبِ خیزران میخورد عمهات هست و مادرت هم هست نه میانِ نگاههای حرام وای از ماجرای بزمِ شراب وای از ازدحامِ شهر شام آستینها حجاب سر میشد بین آن گیرودار در بازار چه کسی دیدهاست دعوای زن و یک نیزهدار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد