نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای مسجدالحرام حرم سامرای تو بیتالولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو میراث زهد و نور هدایت ز هادیات علم امام هشتم و جود جوادیات انوار ده امام درخشد ز روی تو یادآور رسول خدا خلق و خوی تو زیباترین دعای ملک گفتگوی تو مسجود جن و انس بُوَد خاک کوی تو بحری که در صدف درّ جان پرورد، تویی در دامنش امام زمان پرورد، تویی ای نُه صِفِ فرش رفیع عبادتت ای لطف و جود و مرحمت و بذل عادتت اقرار کرد به دشمن تو بر سیادتت یادآورم به فصل جوانی شهادتت ای زخم دل هَماره فزون از ستارهات (از ما سلام بر جگر پاره پارهات)۲ (چشم پدر بهراه بُوَد، ای پسر بیا)۲ تا جان نرفته از تن او زودتر بیا (افتاد جام آب ز بس دستلرزه داشت او)۲ در پیکرش نمانده توانی دگر بیا هم صاحبالزمانی و هم صاحب عزا بهرنماز بر تن پاک پدر بیا ولی امام زمان گرچه بود خون جگرش نماز خواند به چشم مطهّر پدرش به سینهام به فلک آهِ آتشین افتاد دلم به یاد دلِ زینالعابدین افتاد چو دید پیکر بابش فتاده بر روی خاک برهنه در وسط آفتاب آن تن پاک نداد خصم امانش نماز بگذارد نذاشت که پیکر او را به خاک بسپارد نگاه بر تن صد پارهی پدر میکرد تو گویی روح از تن او سفر میکرد ای شمع بزم خود سازی چه روی داده که با جان خود کنی بازی بگفت عمه چسان طاقتم به جا باشد مگر نه این بدنِ حجتخدا باشد مگر باب من از خاندان قرآن نیست؟ مگر حسین در این سرزمین مسلمان نیست؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد