هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین

هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین

[ ابوالفضل بختیاری ]
هر دَری بسته شَوَد جُز در پُرفِیضِ حسین
این درِ خانه‌ی عشق است که باز است هنوز

حسین آقاجان، حسین آقاجان
حسین آقاجان، اِی آقاجان... 

در دلم بود شَوَم زائر بِینُ‌الحرمین
مادرم بود مُشوّق که اَدا سازم دِین

پدر آهسته مرا گفت که اِی‌نورِ دو عین
هر دَری بسته شَوَد جُز در پُرفِیضِ حسین

این درِ خانه‌ی عشق است که باز است هنوز

حسین آقاجان، حسین آقاجان
حسین آقاجان، اِی آقاجان... 

نگران بودی
کاش علمدارت بود در اَمان بودی
نگران بودی
کُشته‌ی گرسنه‌ی دَمِ اذان بودی

گریه به اون ساعتِ گرم و زار می‌کنم
مثلِ رباب از سایه، فرار می‌کنم

حالمو به داغِ حسین، دچار می‌کنم
مثلِ رباب از سایه، فرار می‌کنم

اون‌همه فریاد زدی، حریفِ دِرهَم نشد
حتی علی‌اکبرم، اینقده دَرهَم نشد

غریبِ مادر حسین... 

روسیاه بودن
نصفِ جمعیت همه تو قتلگاه بودن
بی‌ادب بودن
خیلیاشون از کشتنت عقب بودن

نیمه‌ی شب گریه به اون لباس می‌کنم
خواب می‌بینم به شمر اِلتماس می‌کنم

تنت رو از زیرِ لگد خلاص می‌کنم
خواب می‌بینم به شمر اِلتماس می‌کنم

زمین که خوردی تو رو از سَرِ مَقتَل زدن
تا تهِ گودال حسین، تو رو مُفصّل زدن

عِینِ روایته، شبای جمعه کربلا شبِ زیارته
عِینِ روایته، مادرتم گوشه‌ی گودال بی‌طاقته
عِینِ روایته، شبای جمعه تو حَرَم مجلسِ روضته

بادِ مخالف که به مَقتَل وزید
صورتِ ماهِ تو رو زینب ندید

کاش که آبی به لبت می‌رسید
اِی به فدای تو غریبِ شهید

حسین، حسین...

نظرات