ناگهان بازوی آب آور تو می ریزد
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید5.5K
ناگهان بازوی آب آور تو می ریزد مشك می ریزد و چشم تر تو می ریزد مژه های تو خودش لشگری از طوفان است تیر را گر بكِشم لشگر تو می ریزد دیدم از دور كه با نیزه بلندت كردند بی سبب نیست كه بال و پرتو می ریزد گیرم امروز ببندم به سرت پارچه ای صبح فردا روی نیزه سر تو می ریزد بهترین كار همین است كه دستت نزنم دست من گر بخورد پیكر تو می ریزد شده اندازه ی قاسم ز چه رو پیكر تو قد و بالای تو دور و بر تو می ریزد مادرم مادر تو، مادر تو مادر من گریه ی مادر من، مادر تو می ریزد