نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

معصیتهای مرا باز تو نادیده بگیر پاک کن نامهی اعمال مرا یک سری استجابت کنی ای کاش مرا این شبها از کرم در رمضان کربوبلایم ببَری حال در کربوبلا نیستم و میخوانم روضهای را که به آسیب نمایی ازلی دیدن داغ جوان زود کمر میشکند شاهد مرگ پسر کاش نباشد پدری پسر فاطمه پیش پسرش کربوبلا تا رسید از جگرش کرد چنین نوحهگری شیشهی عمر ترَکخوردهی من ممکن نیست تا به خیمه ببَرم جسم تو را یک نفری جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر درِ خیمه رسانید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد