نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواستم عاشق شوم دیدم که لایق نیستم او ولی من را میان عاشقان جا میکند خسته بودم که به ایوان نجف بردم پناه بچه کم میآورد تکیه به بابا میکند میپرستم آن خدایی که خدای حیدر است آن خدایی که مرا محتاج زهرا میکند شخص زهرا عهدهدار دوستداران علیست او مُحبّان را در آتش نیز پیدا میکند بچهام تب کرد به خانم سه ساله رو زدم نسخهی ما را رقیه خانم امضا میکند آی مردم کار دست دختر ارباب ماست ناز دختر پیش بابا خوب غوغا میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد