در کسوت گدایی حرفی بلد نبودیم
حیدر خمسهپسندیدن19
بازدید7.7K
در کسوت گدایی حرفی بلد نبودیم سائل همیشه جای اصرار گریه کرده با گریه طفل هر چه که خواسته گرفته حاجت گرفته کودک هر بار گریه کرده ما فقط دعا زهرا نجات داده مادر برای بچهاش، بسیار کفار گناه ما رو حسین داده ارباب بین گودال با خون گریه کرده یادم نرفت بر سرت جنجال کردند جمعیتی را وارد گودال کردند آن ده سواری، تنت را پایمال کردند دیدم تو رو زنده, زنده چال کردند دیر آمدم کاری زدستم برنیامد سر نیزه شمر از دهانت حسین