نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما عاشقان ز كوثر جان جام ميزنيم باده ز اسم اعظم يك نام ميزنيم چون همنشين ساقي ميخانه ميشويم پرچم به نام فاطمه بردام ميزنيم با چهرههاي سرخ و برافروخته ز درد بر سينه درب خانه آلام ميزنيم باور كنيد از قِبَل مرگ فاطمه است در هر زمان دم از غم اسلام ميزنيم آزادگي به قيمت سيلي اگر دهند سيلي خوريم و دم ز تو مادام ميزنيم چون ياس گلشن علوي ضربه گير كيست گل ميكنيم و لاله به اندام ميزنيم خواهيم اگر به سينه مدال علي رسد اين سينه را به تيزي اجسام ميزنيم با اينكه گوشهاي به تماشا نشستهايم لب بستهايم و نعره به هنگام ميزنيم اي مادري كه درس وفا دادهاي به ما ما پيرويم و در ره تو گام ميزنيم روزي اگر قرار شود جبههاي شويم مثل قديم برگه ی اعزام ميزنيم در سينهها هنوز پلاك تو مانده است سربند انتقام سرانجام ميزنيم اي قبر مخفي تو مصلاي هر شهيد ما خنده بر شهادت گمنام ميزنيم مهدي بيا به اذن خدا ياريات كنيم با هر طپش شمارش ايام ميزنيم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد