نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لالالالالا یکم دیگه بخواب بخواب ایشالله که عمو میاره آب الهی مادرت علی بشه فدات گریه نکن ببین در نمیاد صدات لبهات از تشنگی تا به هم میخوره از ترس رفتنت میگیرم دلهره خبر رسیده که کشته شده عمو دیگه چی کار کنم علی خودت بگو غصه نخور علی، قراره که بابا رو بزنه بشون آب بگیره برات خدا پشت و پنات میری میدون پسر مادرت رو نذار از خودت بیخبر برده بابا تو رو حالام که اومده برا چی عمتو فقط صدا زده چی اومده سرم چی اومده سرت چرا بهم میگن وای علی اصغرت دست عمه چرا اینجوری خاکیه چادرش خونیه یعنی خونِ کیه زودی بیا علی وگرنه دیر میشه میدونی مادرت داره اسیر میشه از روی نیزهها مادرتو ببین تکون نخور یه وقت نیفتی رو زمین با یاد تو هنوز دستامو تاب میدم گریه کردم برات وقتی که آب دیدم وای رباب وای رباب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد