
باب الحوائج این یل شش ماهه، یار ثاراللهِ که رجزهاش تنها یک آهه باب الحوائج این یل شش ماهه، اسمش عبداللهِ با عطش چند روزه همراهه گهوارش رو دست زینب لالایی براش میخونه این لشکر رجزهاشو از برق تو چشاش میخونه اسمش علی، این قافیه واسه لرزوندنِ پای این لشکر بازم حسین، بعد اکبر ببین، تو معرکه آورده حیدر یا علی اصغر... (بابالحوائج مرکبش گهواره، خون حیدر داره این پسر از نسل کراره) ۲ بابالحوائج مرکبش گهواره، از عطش همواره لبهاشو از هم وا میذاره رقیه میگه از گریه تو خیمه براش دق کرده مادر هم داره دنبالش، پشت خیمهها میگرده (باید که از تو آغوشش علی، برگرده تا آروم شه مادر) ۲ (آورده بود مثل لیلا رباب شهزادهای سر تا پا حیدر) ۲ یا علی اصغر... باب الحوائج یاور بابایی، محسن زهرایی تو شبیه ارباب آقایی باب الحوائج، یاور بابایی، ای که به تنهایی ذبح قربانگاه مولا عاشورا اگه تو بودی پرچم میگرفتی به دوشت آرامش رو میکرد احساس رقیه توی آغوشت (تو کربلا جاتو پر کرده خوب بازوی نیرومند عباس) ۲ آقا ببین یا محسن حک شده بر روی بازو بند عباس یا محسن علی...