
بیبی رباب، برا اهلِ خیمه چارهسازی تو وقتی بیبی، از یه شیشماهه علی میسازی تو اصغر تو شد فدا یعنی که سرفرازی تو بیبی رباب.. هرجا باشه روضهی آب، سفرهدارش میشه رباب مگه علیاصغر ابوتراب بوده، که عدو میترسید وقتی که خواب بوده علیاصغر شد بی بال و پرواز، صدا زد آی مادر نشسته پروازم بیبی رباب مددی.. گلِ رباب، خونِ تو ضامنِ معجره رباب یَلی شدی، باید اسمت باشه حیدره رباب شیشماهته یه تنه شدی تو لشگرِ رباب یکی که قنداقهش بر سِپر باشه باید مثه حیدر یه ؟ جگر باشه علیِ نامِ تو، مثه علی مردی رو دستایِ بابا، غدیر بهپا کردی علی علی یاعلی(۲) *** چه اَبرویی، آخه کابوسِ هزارتا لشگره چه بازویی، یادگاریش رویِ قلبِ خیبره بعد نبرد، خدا محوه تماشایِ حیدره دلاوره صدای پایِ حیدره گمون کنم که محشره وقتی که یازهرا به دورِ سر داره چه نیازی به تیغِ و سپر داره وقتی که دستمال و میبنده دورِ سر یعنی دیگه این جنگ رسیده به آخر