
برای غربتت بمیرم ای بابا رو دست لرزونم، نزن تو دست و پا آتیش به دل نزن، علیِ اصغرم میخندی اینجوری، به چشمای ترم جلو چشای من، جدا شده سرت سه شعبه کاری کرد، پاشیده حنجرت الهی حرمله، نبینه خیر بابا یه کاری کرده که، میلرزه کربلا هنوز فراق تو، نمیشه باورم بهم بگو علی، چطور برم حرم چطور باید بگم، جواب مادرت رو دستای بابا، آویزونه سرت منی که اینجورم، بیچاره مادرت عبامو میکشم، رو جسم اطهرت میخنده لشکر و، دلم شده هلاک حالا چطور باید، بذارمت تو خاک برای من پر از، عذابه لحظهها الهی که سرت، نره رو نیزهها پرستوی بابا، چطور شدی رها نبفته کاش تنِ، تو زیر دست و پا اگر بیفته از، رو نیزهها سرت یقین دارم علی، میمیره مادرت تا جون داره رباب، برات پریشونه پایینِ نِی برات لالای میخونه