نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كویت كجاست تا كه به پایت سَر آوریم پیشِ شما، شبی، غمِ خود را سَر آوریم این چشمها كه لایقِ دیدارتان نشد ما آمدیم تا كه دو چشمِ تَر آوریم تا راهِ خویش گُم نكنیم از مسیرتان نوری بده كه دیدهیِ روشنگر آوریم نوری كه باز ما همه مِقدادتان شویم با جانِ خود به سیدمان باور آوریم در خشكسالیِ دل و در قحطِ معرفت باید به دوش، بالِ بصیرت درآوریم صاحب عزایِ روضهتان عمهیِ شماست با اشكِ خود، دو شاخهیِ نیلوفر آوریم امشب، اسیرِ گریه در این زینبیهایم تا مرهمی برای گلی پَرپَر آوریم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد