نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گاه لیلایی و گَهی مجنون گاه مجنونم و گَهی لیلا گاه خورشید و گاه آئینه روبهرویِ هَمیم در همهجا ای طلوعِ همیشهیِ قلبم با تو خورشیدِ عالمینم من تو حسینی ولی گَهی زینب گاه زینب، گَهی حسینم من بینِ سجاده، وقتِ نافلهها لَبِمان نذرِ نامِ یكدگر است دو كبوتر در این حوالیِ عشق بر سرِ پشتِ بامِ یكدیگر من و تو، آیههایِ تقدیریم من و تو، همدلیم و همدردیم خواب بر چشممان نمیآمد تا كه بر هم دعا نمیكردیم دل ندارم تو را نظاره كنم در غروبی كه بیحبیب شدی تكیه بر نیزهیِ شكسته زدی اینهمه بیكَس و غریب شدی كاش اینجا اجازه میدادی تا برایِ تو چاره میكردم این گریبانِ اشتیاقم را پایِ چشمات پاره میكردم همه از خیمهها سفر كردند همه در خونِ خویش غوطهورند همه پیشت فدا شدند اما كودكانم هنوز منتظرند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد