
فاطمه یعنی تمام سر نوشت نیمی از لبخند او باغ بهشت تو قیامت را قیامت میكنی بر امامان هم امامت میكنی این عجب نبود به یك یا فاطمه حق دهد بر كار محشر خاتمه از ازل تا ابد روشنگری هم ازل را هم ابد را مادری آسمانی ها مسلمان تواند بنده ی مقداد و سلمان تواند مدح تو كی با زبان كامل شود وحی باید بر قلم نازل شود فوق هر تعریف و هر تفسیر تو پاك تر از آیهی تطهیر تو از شب میلاد تا آخر نفس مصطفی یك دست را بوسید و بس آن هم ای دست خدا دست تو بود پس بر آن دست و بر آن لب ها درود از ازل فاطمه مادرم بوده پسرش مونس و دلبرم بوده روز محشر اگرم پسر نگه میگه این غلام اكبرم بوده اولین خیمهای كه برات زدم با چادر سیاه مادرم بوده بعد مرگم میدونم همه میگن یا حسین جمله ی آخرم بوده بر مشامم میرسد هر لحظه بوی كربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی كربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید كربلا (یا حضرت زهرا، صدیقهی کبری)۳