نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمّه بیا گمشده پیدا شده، واویلا، واویلا کنجِ خرابه شبِ یلدا شده، واویلا، واویلا بس که دویدم عقبِ قافله، واویلا، واویلا پای ضعیفم شده پُر آبله، واویلا، واویلا **** ای بابا حکایتی شده مویم ای بابا ببین شکسته اَبرویم **** ای که عطر تو بهارِ این دلِ تاریکم نمیبینم ولی حس میکنم به تو نزدیکم کِی میخوای بیای مگه خودت صدام نکردی؟ میون این همه بنفشهها نگام نکردی برا عیادت از دخترِ تو کسی نمیاد تو ویرونه هر کی میبینه چهرهمو ازم رو برمیگردونه وَرمِ زخمای رو صورتم بقیه رو میترسونه عمّه تو آغوش خستهاش صورتم رو میپوشونه **** گمانم جُرم دارد هر که شکل فاطمه باشد قد و موی و سر و رویم همه گردیده زهرایی مرا که دانهی اشک است دانه لازم نیست به ناله اُنس گرفتم ترانه لازم نیست به کودکی که چراغِ شبش سرِ پدر است دگر چراغ به بزمِ شبانه لازم نیست عَدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم بزن مرا که یتیمم بهانه لازم نیست به سنگِ قبرِ منِ بیگناه بنویسید اسیرِ سلسله را تازیانه لازم نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد