نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علتِ عاشقیام دستِ کریمانۀ توست چشمِ امید من آقا به در خانۀ توست روی خاک قدمت صورت خود میکشم و به اشاره همه گویند که دیوانۀ توست من که آوارۀ شهرم تو چنین خواستهای دل آشفتۀ من از می و پیمانۀ توست پرچم یا حسنم روز قیامت بالاست نوکرت تا به ابد بر در کاشانۀ توست با حسن گفتنمان عرش خدا ریخت به هم علتش غربت و آن نام غریبانۀ توست هر کجا پر بکشم باز بقیع جای من است چون کبوتر که فقط جلد به میخانۀ توست بر سرم میزنم و اشک امانم ندهد غصۀ چشم من از گنبد ویرانۀ توست این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوست تو که هستی که حسین عاشق و پروانۀ توست اگرم نام حسین بر لبمان رنگین است این هم از لطف و نگاه و دم شاهانۀ توست شاعر: جواد قدوسی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد