نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(صدا زدم سرِ سجادهی دعا زهرا) ۲ چرا که هست به ما حجت خدا زهرا همینکه ناله زدم یاد روضهها زهرا میان شعله، درِ خانه سوخت، یا زهرا به روی آتشِ برخاسته میان حریم (قدم زدم که بدانند أنا ابنُ ابراهیم) ۲ گرفتهاند دم سجدهام، مجالم را کسی نکرد مراعات سن و سالم را گرفتهاند به سخره، قد هلالم را به ناسزا چه بِهَم ریختند حالم را به من مجال ندادند قدرِ یک نفسی میان نافله، سجاده را کشید کسی تمام شهر به ما ظلمِ بیعدد کردند به یکدگر سر این ظلمها مدد کردند چرا عبای مرا زیر پا لگد کردند؟ چقدر با منِ شیخ الائمه بد کردند رفیقهای پُر از ادعا کجا بودند؟ زمان واقعه، شاگردها کجا بودند؟ شدم زمان تهاجم، عذاب، مثل علی زمانه بر سرِ من شد خراب، مثل علی غمم به سینه شده بیحساب، مثل علی دو دستِ بسته میان طناب، مثل علی (چقدر مثل علی ماتمم شد اما نه) ۲ فقط زدند با لگدمرا، زنم را نه **** توکه میسوختی محسن عجب آغوش گرمی داشت از این غم هیچ کس مثل رباب آتش نمیگیرد **** هربار میخواهی بیا در حجرهام اما در حجره ناموس آلالله پامگذار ***** چه خوب میزدند، اگه نبودم اونرو تا غروب میزدند.....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد