نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب هشتم از جوون میگن شب هشتم از خاک و خون میگن شب هشتم از داغ بابایی که باغش رو کردن خزون میگن توی مسجد موذن ها به یاد اکبر اذون میگن کسی که میشه خون جگر سخته توباغی بیفته شرر سخته شهید دادهها اینو میدونن واسه بابا داغ پسر سخته شب جووناست، دلا کربلاست آخه شبِ نالۀ لیلاست (علی اکبر )4 *** یه بابای پیرِ جوون مرده یه گوشه تو میدون زمین خورده واسه بردن شبه پیغمبر عبای پیمبر رو آورده یه اکبر داد ولی حالا هزار اکبر با خود آورده صدا زد علی جان پاشو بابا تو لشگر ببین عمه رو حالا همه با صدا گریۀ بابات صدا خنده هاشون میره بالا (علی اکبر )4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد