نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(زهرای من داری میری غریبونه) ۲ یه تابوته توی حیاط این خونه به قطره قطرههای اشکامون قسم که بیقرار و بی پناه و بیکسم نرو نرو بدونِ همسفر یا لااقل علی رو هم ببر ببین داره حسین و میکُشه خون روی میخ در عشق من خدانگهدار خدانگهدار خدانگهدار... (زهرای من چقدر کبوده روی تو سه ماهه پیر شدی سپیده موی تو بگو چیکار کنم یکم آروم بشه نگفتی آخرش به من حسن چشه؟) ۲ به پشت در برام سپر شدی خودم دیدم که بی پسر شدی دیدم داره میسوزه چادرت وقتی شعلهور شدی شنیدم بهتری الحمدلله جدا از بستری الحمدلله همینکه در زدم دیدم دوباره تو در پشت دری الحمدلله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد