نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رأفت در آستان تو تفسیر میشود دل با خیال حُسن تو تسخیر میشود صدها هزار نامهی آلوده از گناه با یک نگاه عفو تو تطهیر میشود پیش از اجل، به خانهی چشمم قدم گذار تعجیل کن، فدات شوم، دیر میشود حتی سکوت در حرم تو عبادت است اینجا نفس به یاد تو تکبیر میشود اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت اطراف گندم تو زمینگیر میشود دیوانه میشود دل عاقل در این حرم دیوانهای که عاشق زنجیر میشود صیّاد را به نیم نِگَهَت صید میکنی آهو به یک ضمانت تو شیر میشود **** یَم توحید گوهر آوردی شجره نور نوبر آوردی مَه ذیقعده چشم ما روشن که زِ خورشید بهتر آوردی نجمهای مادر امام رضا تو علی یا پیمبر آوردی پسری بهتر از همه پدران بهر موسی بن جعفر آوردی حَرَمَ الله را چو بنت اسد حجت الله اکبر آوردی نام فرزند خود علی بگذار تا ببینند حیدر آوردی این پسر مثل مادرش زهراست پاره پیکر رسول خداست ای ملائک کبوتر حرمت چشم آدم به گندم حرمت نه خراسان فقط، که ملک خداست عالمی زیر سایهی عَلَمَت تو مسیحای آل فاطمهای که مسیحا دَمَد زِفیض دَمَت حرم قدس کبریا گردید به خراسان رسید تا قدمت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد