
دیدن دشمن و روی تو ندیدن سخت است جای انگشت پدر تیر مَکیدن سخت است خواب بودی و تو را بوسه زدم امّا زد ناگهان بینفَس از خواب پریدن سخت است (لالا علی لالایی) جانِ تو سختترین کارِ جهان آسان است پیش یک مادرِ بیشیر رسیدن سخت است رو زدم، رو زدم و رو ولی، اما عوضش خندهی این قوم شنیدن سخت است به رویم خونِ تو پاشید و زمین هم نچکید در عوض تا حرم از شرم چکیدن سخت است (لالا علی لالایی)