مظلومترین تشنهترین طفل شهیدی
محمد امینیپسندیدن2
بازدید600+
مظلومترین تشنهترین طفل شهیدی در خون خودت مثل علمدار تپیدی میخواستی آرام بخوابی گل مادر با قهقههی حرمله از خواب پریدی (لالا لالا، علی جان) گفتی که گلویم سپر غربت باباست آخر مگر از غربت بابا چه شنیدی؟ این تیر برای تو بزرگ است عزیزم شش ماههی من زود به معراج رسیدی (لالا لالا، علی جان) این تیر تو را یک شبه از شیر گرفته مادر به فدایت چقدر درد کشیدی ای حرمله از زندگیات خیر نبینی من زنده بمانم پس از این با چه امیدی (لالا لالا، علی جان)