
(دو جوانمرد مُهَیا هستند دست پروردهی سقا هستند)۲ (قدشان رفته به داییهاشان چقدر خوشقد و بالا هستند)۲ شیرِ خاتونِ دو عالَم خوردند شیرهای نر صحرا هستند گِرد بادند و به هم میریزند شب طوفانی دریا هستند مرتضایند به شکل دو جوان این دو عیسیٰ و دو موسیٰ هستند (زینبیاند، نژاد عشقاند)۲ (بچهی حضرت زهرا هستند)۲ مادر از خیمه ولی میگویند (برگِ سبزِ منِ تنها هستند)۲ قصد جان دو برادر کردند نیزهها را دو برابر کردند از دو سو، از دو طرف با خوناب نوک سرنیزهی خود تَر کردند اِنقَدَر بر تنشان ضربه زدند که شبیه تن اکبر کردند آنقَدَر که خودشان خسته شدند دو گل آورده و پرپر کردند یک نفر نیست که گوید اینان هیچ فکر دل مادر کردند؟ (تا خیال همگی راحت شد سرشان نیت خنجر کردند)۲ (هیچ دل مثل دل مادر نیست)۲ (دید مادر به بدنها سر نیست)۲ نیزهها را که تکان میدادند بوسه بر زخم سَنان میدادند (نیزهداران به سر گیسویشان)۲ تاب میداده و جان میدادند (همه با خندهی خود زینب را به هم آن روز نشان میدادند)۲ گاه سرهای جدا را یک شب دست خولیصفتان میدادند ولی این دو به دل مادرشان مثل عباس توان میدادند تا نیفتد ز نفس در پیشش أَشْهَدُ أَنَّ اذان میدادند سمت زینب که نظر میافتاد از سر نیزه دو سر میافتاد حسینم جانم ....