نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دنیا هزاران سالشه، دنیای ما سه سالشه عشقی که آسون نبوده، جون ما در قبالشه سورهی عشق و توو سه آیه نوشته سه دفعه عشق و شور و گریه نوشته اگه بشکافه دل ما میبینین که (قلَم عباس یا رقیّه نوشته)۲ (شب سوّمه که، شب این دیوونهس)۲ شب هروَله و لطمهی عاشقونهس مگر اینکه بهشت بشه شبیه دمشق ورنه سینهزنش توو جنّتم بیخونَهس (رقیّه سادات)۴ سرّ مکاشفه شدی، مظهر عاطفه شدی شاهی که روی شونهی سقّا معارفه شدی تا که تو گفتی بزنش عمو عباس غرور و احساس عموش و برانگیخت تا همه غمها رو جدا کنه از تو (نه فقط میدون و که عرش و به هم ریخت)۲ (داره دور سرِ تو میگرده عمو)۲ خندهی تو شده، دستمال زرد عمو توو مسیر نبرد اسم تو بود رو لبش خبر اومده که معجزه کرده عمو (حیدر، حیدر)۴ شور قیامِ کربلا، رمز دوام کربلا خطبهی تو توو شام شد، حسن ختام کربلا دهن بد گویِ یزید و نبستی که اون و با لعن اُمیّه شکستی خیالش بود پیروز محکمه میشه (نمیدونست این که تو فاطمه هستی)۲ ای که پیش حسن یک شیرین سخنی روی دوش عمو و امّا یک بُت شکنی میدی حاجتای باب الحوائجا رو اهل بیت بدنه، تو جانِ این بدنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد