نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کربلای ما گیرِ یه امضات، رقیّه ای همقدمِ عمّهی سادات، رقیّه از رو نیزه هم دل تو دلش نیست اباالفضل وقتی داره میکنه تماشات رقیّه حتّی وقتی دست و پات میلرزه حرمله با جذبهی گوشه نگات میلرزه حتّی وقتی با طناب راه میری با غرور و جبروت مثل رباب راه میری از کسی که به غمِ تو شک داره دورم کنم اگه من گریه نکردم واسه تو کورم کن من توی سجده قسم دادم خدا رو گفتم: روز محشر منو با رقیّه محشورم کن یا رقیّه... شیرینیِ لبخند تو رو قند نداره دل بالاتر از اسم تو سوگند نداره از وقتی شنیدم تو گلوبند نداری دخترِ منم دیگه گلوبند نداره من برا زخم تنت میمیرم واسه بابا و عموجون حَسنت میمیرم برا عطر یاسِ بوت میمیرم برا داداش علیاکبر و عموت میمیرم زندگی زینب و حسینو شیرین کردی سفرهی امام حسینیا رو رنگین کردی وقتی که پاتو گذاشتی تو دل سوریه شهر شامو واسه ما دارالمجانین کردی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد