نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با تو زندگیه من، روی رواله زندگی بی عشق تو، واسم محاله دیگه چی میخوام من از خدا بگو تو خرج زندگیمو میده یه سه ساله دلمو برده رقیه، کرم تو بیحسابه نوهی عالیجنابم، حضرت ابوترابه بیبی رقیه، کم نمیذاره واسم واسه غم تو، مشکیه این لباسم شفاعت من، با حضرت رقیهست از سؤالای روز جزا، معافم رقیه... همه عالم گدای در تو بیبی زهرای کربلا، خلق و خوتو عشقه من صدور سی و سه بار، میگم اباالفضل بیبی جون، داد میزنم عموتو عشقه فدای همون اباالفضل، خیلی خوشبخته رقیه روی شانههای عباس، جا داره تخت رقیه رو شونههای، عمو عباس میشینه اسم رقیه، با اباالفضل عجینه پشت و پناهه بیبی جانم رقیه آقام اباالفضل، یل ام البنینه رقیه... قمر هاشمی و ماه منیره حیدره وقتی به کف، علم میگیره هیبت چشم علی توی چشاشه نمیشه عدو به چشمای تو خیره داد بزن بگو اباالفضل بگو با وضو اباالفضل توی سختیا رقیه میگه یا عمو اباالفضل عباس حیدر، یل ام البنینه ماه آسمونه که روی زمینه به روی زمین، کشیده میشه پاهاش وقتی اباالفضل روی مرکب، میشینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد