نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دشمن گریه کرد براش آهن گریه کرد براش از غربتش هر مرد و هر زن گریه کرد براش نیزه طاقت نیاوردن شکستن پیر مردا با عصا اقامه بستن یه نفر نبود بگه به شمر نامرد روی سینه نیست آخه جای نشستن خارش کردن گرهگشای عالمو چقدر گرفتارش کردن بارون گریه کرد براش هامون گریه کرد براش انقدر سنگین بود غمش حیوون گریه کرد براش پسرت ابوتراب و آخرش خاکش نکردن تشنه بود آب و زمین میریختن عمدا نگرانی حسین فقط همین بود کاشکی دور و بر خیمهها نگردن خارش کردن تو کربلا آقای ما رو بیعلمدارش کردن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد