اشکی تو چشمام نمونده

اشکی تو چشمام نمونده

[ حسین ستوده ]
اشکی تو چشام نمونده 
جونی تو صدام نمونده
زیر قولام زدم از بس آبرو برام نمونده 

من بی پناهم دستاتو وا کن 
من آبروم رفته حسین واسم دعا کن
 
آب از سر من خیلی گذشته 
مجنون بازم از کوچه‌ی لیلی گذشته
 
زنونه گریه می‌کنم 
بیشتر وقت‌ها براش شبونه گریه می‌کنم

آره یاد گرفتم عاشقونه گریه می‌کنم 
توی هیئتم نشد توی خونه گریه می‌کنم 

مردونه سینه می‌زنم 
لا به لای گریه‌ی شبونه سینه می‌زنم 

مثل بابام واست عاشقونه سینه می‌زنم 
اگه کربلا نیام تو خونه سینه می‌زنم

حسین، عزیز دلم...

این چه بلایی سرت آوردن 
چه جوری از گودال درت آوردن 

این چه بلایی سرم آورده 
خلاصه‌ی جنگ و تو حرم آورده 

به خاک سیاه نشستم 
چقدر چشم به راه نشستم 
برا دیدنت سه ساعت جلو قتلگاه نشستم

مرکبا سیراب بودن اما سه روز تشنه بودی 
وسط مقتل با آه سینه سوز تشنه بودی
 
تشنه جنگیدی تشنه جون دادی 
سر پیری به چه روزی آخه افتادی
 
مسخرت کردن اهل آبادی 
سر پیری به چه روزی آخه افتادی 

من که بمیرم واسه‌ی گریه‌هات خنده کردن 
برات خنده کردن 
دختراشون به اشکای دخترات ظهر عاشورا
خنده کردن 
بر دل حرمت ریش سفیدتو نگه می‌داشت

پربازدید ترین شور حسین ستوده محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

پربازدید ترین شور محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین حسین ستوده

نظرات