نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(دردی در این دل است که درمان نمیشود) ۲ (داغ عزای کوچه که پایان نمیشود) ۲ (من درد زخم سینهی مادر گرفتهام) ۲ (درمان زخم سینه که آسان نمیشود) ۲ اسرار خویش را به علی هم نگفتهام این غصهها که یار پریشان نمیشود (این غربتی که کرده خدا قسمت حسن) ۲ دیگر نصیب هیچ مسلمان نمیشود یک یار هم برای سپاهم نماندهاست اینسان امام بی سر و سامان نمیشود (ایکاش یک جوان علمدار داشتم) ۲ آه و نوا که لشکر قرآن نمیشود (آری سپاه یک نفره لشکر من است) ۲ همچون حسین یار غریبان نمیشود حتی میان خانه کسی نیست یاورم قاتل که مرهم دل سوزان نمیشود از داغ مادرم جگرم پاره پاره شد (این جسم و جان رفته دگر جان نمیشود) ۲ (یک عمر باید در دلم آذر بیفتد) ۲ (چشمم به روی قاتل مادر بیفتد) ۲ یا اماه یا اماه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد