نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دردانهی تو افسرده شده ریحانهی تو پژمرده شده چون مادرِ تو شد نقش زمین شد دخترِ تو ویرونه نشین کلّ پیکرم بابا، هم کبوده هم نیلی نازمو خریدن با تازیانه و سیلی ای حسینِ مظلومم... دستام نداره دیگه رمقی بابایی چرا بین طبقی؟ امشب تو شدی مهمونِ خودم با سر اومدی بابا شرمنده شدم میکُشی منو آخر ای سرِ پُر از روضه داره خون و خاکستر از تنور و از نیزه شد روضهی شام بغضِ تو گلو یادم نمیره اون مجلس شوم تو بین یه تشت من خیره به تو بوسه میگرفت چوب از لب تو جای لطمهی امروز، یادگاری اونجاست بد نگاهمون کردن چون نبود عموم عباس ای حسینِ مظلومم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد