نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(امشب به دامن من واویلا خورشید آرمیده واویلا (یا ماه آسمانها، در کلبهام دمیده)۲ (دختر همیشه جایش، آغوش گرم باباست)۲ (کس روی دست دختر، رأس پدر ندیده)۲ واویلا واویلا... (از دل، چراغ گیرم، از اشک گل فشان)۲ از زلف، مشک گیرم، بابا ز ره رسیده از بس که چون بزرگان، بار فراق بردم در سن خُردسالی، سرو قدم خمیده واویلا واویلا... بابا چه شد که امشب، با سر به ما زدی سر... جسمت کدام نقطه، در خاک و خون طپیده؟ هم کتف من سیاه است، هم روی من کبود است (هم فرق من شکسته، هم گوش من دریده)۲ واویلا واویلا... (از بس پیاده رفتم، پایم ز راه مانده)۲ (از بس گرسنه خفتم رنگ زرخ پریده)۲ (تو رفع تشنگی کن، از اشک دیدهی من)۲ (من بوسه میستانم، از حنجر بریده)۲ واویلا واویلا... (دختر همیشه جایش، آغوش گرم باباست)۲ کس روی دست دختر، رأس پدر ندیده انگشت های عمّه، بگرفته نقش گُلزخم (از بس نشسته و خار، از پای من کشیده)۲ واویلا واویلا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد