نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در قتلگاهی بر خاکِ صحرا غرقِ به خونی ای شاه تنها آتش به جانِ ما نزن، (ای حسین جان)٣ لب تشنه دست و پا نزن، (ای حسین جان)٣ * بر سینهی تو پا میگذارد یک ذرّه گویا رحمی ندارد آشفته شد موی سرت، (ای حسین جان)٣ آید صدای مادرت، (ای حسین جان)٣
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد