نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ازحرم بیرون مرو برادر صف زده كوفی با تیغ وخنجر مهلا ای مولا سالار زینب می روی میدان ای دلنوازم باعزیزانت بی تو چه سازم حرمت ما را دشمن نداند بعد تو وای از شام درازم مهلا ای مولا سالار زینب لحظه ای بنشینم روبرویت صبری ای سرور آیم به سویت كهنه پیراهن تنت نمایم مادرم گفته بوسم گلویت مهلا ای مولا سالار زینب آخرین دیدار رسیده گویا پس نوازش كن این دخترت را از مناجات شبت شنیدم می شوی فردا مهمان زهرا تو و این لشگر ای داد و بیداد من و این خیمه فریاد فریاد معجرخود را محكم ببندید می شود غارت بعد تو آزاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد