
دختربچه وقتی بترسه نفسش بند میاد باباش که باشه روی لبهاش گل لبخند میاد اما بمیرم کُنج خرابه سر باباشو توی طَبَق دید براش بمیرم بدجوری ترسید ترسید، لرزید تا دید سر باباشو بویید، بوسید روی لباشو خانوم بمیرم برا غمات خانوم بمیرم برا بابات دختربچه همه قشنگیش به موهای سَرشه همه تلاشش حفظ حجاب و گِرهی مَعجرشه اما بمیرم برا رقیه باباشو کشتن یه مشت حرامی موشو کشیدن، زنای شامی ای داد بیداد، فریاد از روی ناقه افتاد جون داد، اینم یه داغه خانوم بمیرم برا غمات خانوم بمیرم برا بابات