نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خیلی دلم گرفته برای محرمت من زندهام فقط به هوای محرمت حسین جان، تو قبلهای برای تمامِ قبیلهام ایل و تبارِ من به فدای محرمت با هر تپش به سینهی دلدادگانِ تو دلها زنند طبل عزای محرمت دستی که میخورد به سر و سینه در غمت پای تو ایستاده و پای محرمت بی تاج و تخت هم به شَهان فخر میکند هر ریزه خوارِ خان و گدای محرمت روحش که رفت پیشِ تو روحُ القُدُس شود هر نوحه خوان و نوحه سرای محرمت عمریست یاد حنجرِ تو گریه میکنم با یادِ دیدهی ترِ تو گریه میکنم تا روز آخرینم و تا آخرین نفَس با یادِ روز آخر تو گریه میکنم هر جا سخن ز کودک و گهواره میشود با گریههای اصغرِ تو گریه میکنم وقتی که نخلِ عمر کسی تیشه میخورد بر قطعه قطعه اکبرِ تو گریه میکنم هر جا سخن ز مردی و عشق و وفا بُوَد بر خِجلَتِ برادرِ تو گریه میکنم بینم چو پابرهنه یتیمی دوان دوان بر زخمِ پای دخترِ تو گریه میکنم ****** با پای پُر وَرَمم دردسرِ حرمم همه میگن خیلی شبیهِ مادرمم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد