
خیلی دلم گرفته برای محرمت من زندهام فقط به هوای محرمت حسین جان، تو قبلهای برای تمامِ قبیلهام ایل و تبارِ من به فدای محرمت با هر تپش به سینهی دلدادگانِ تو دلها زنند طبل عزای محرمت دستی که میخورد به سر و سینه در غمت پای تو ایستاده و پای محرمت بی تاج و تخت هم به شَهان فخر میکند هر ریزه خوارِ خان و گدای محرمت روحش که رفت پیشِ تو روحُ القُدُس شود هر نوحه خوان و نوحه سرای محرمت عمریست یاد حنجرِ تو گریه میکنم با یادِ دیدهی ترِ تو گریه میکنم تا روز آخرینم و تا آخرین نفَس با یادِ روز آخر تو گریه میکنم هر جا سخن ز کودک و گهواره میشود با گریههای اصغرِ تو گریه میکنم وقتی که نخلِ عمر کسی تیشه میخورد بر قطعه قطعه اکبرِ تو گریه میکنم هر جا سخن ز مردی و عشق و وفا بُوَد بر خِجلَتِ برادرِ تو گریه میکنم بینم چو پابرهنه یتیمی دوان دوان بر زخمِ پای دخترِ تو گریه میکنم ****** با پای پُر وَرَمم دردسرِ حرمم همه میگن خیلی شبیهِ مادرمم