خیلی خوشحالم به من تو سر زدی بابایی

خیلی خوشحالم به من تو سر زدی بابایی

[ علیرضا قانعی ]
(خیلی خوشحالم به من، تو سر زدی بابایی ۲
به خونه‌ی خرابم، خوش اومدی بابایی) ۲

اینجا همه میدونن، بابای من دنیامه ۲
اگه نمیشه پاشم، برای زخم پامه

خیلی دلم گرفته و دلم برات تنگ شده بود
واسه به دست آوردنت گوشواره‌هام تنگ شده بود ۲

بابام منو تنها نذار، این شامیا خیلی بدن
رقیه‌ی سه سالتو، به هر بهونه میزدن ۲

هوای این دنیا کمه، منو دیگه ببر بابا
دست منو بگیر با هم، بریم پیش مادر بابا
بریم پیش مادر بابا

بابا بابا، بابا بابا، بابای مهربونم ۴

(اگه میخوای بخندم، اشکاتو پاک کن بابا ۲
توی همین خرابه، جسممو خاک کن بابا) ۲

چی شده لب‌های تو؟ دردت به جونم بابا
دیگه نمیخوام بی تو، زنده بمونم بابا

بابا منو بغل بگیر، با این همه مهربونیت
دیگه دارم دق میکنم، از این همه پریشونیت
از این همه پریشونیت

با هر نگاه شامیا، غرور من ترک میخورد ۲
عمه به ما غذا میداد، خودش فقط کتک میخورد

همه شب بی تو ندارم خوابی، عمه‌ام چشم مرا میبندد
همه بر غربت من گریه کنند، فقط این قاتل تو میخندد

سر پا میشوم و میفتم
دیگر از درد زمین گیر شدم
راحتم کن که بگم پیر شدم

نظرات