نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

یا اباعبدلله ایها الصادق یابن رسول الله ای وای دل امام آزردن ای وای دوباره هیزم آوردن ای وای شیخ الائمهی ما رو شبیه مرتضی بردن آتیش وقتی که زبونه میکشید پشت در همسر خونجگر نداشت دلا بسوزه واسه اون مادری که در افتاد روشو هیچکی بر نداشت خونهای که درش سوخت یاسی که گل پرش سوخت الهی من بمیرم بچه با مادرش سوخت آتیش که شعله ور شد وقت لگد به در شد الهی من بمیرم فاطمه بی کمک شد ای وای آقام از نفس افتاده ای وای به روی خاکا افتاده ای وای میون کوچهها یاد سه ساله دختر افتاده حرمت آقامون شکسته شد اما غارت نشد پیراهنش دلا بسوزه پاسه اون آقایی که عریان شد بین صحرا بدنش جد شریفت آقا به دست نیزه دارا جلو چشای زینب تنش شد اربا اربا درسته دیدی آقا ولی به چشم خون بار خواهرتو ندیدی جلو چشم تشنه بودی و از آب فرات محروم بودی قلبت میتپید زنده بودی و رگهاتو برید نوح الائمه گفت که نوح الحسین
هنوز نظری ثبت نشده