نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خلعت نوکریش را به تنم کرد حسین مورد مـرحـمـت پنـج تنم کرد حسین دست من نیست اگر پیرهنم پاره شده پیرهـن پاره ی آن پیرهنـم کرد حسین نعل بر سینه ی او خورد که ما سینه زدیم سینه اش خُرد شد و سینه زنم کرد حسین گفتم آنقدر حسین جان که حسینیه شدم حـمـدُ لِـلـَّه کـه بـیـتُ الحَزَنـم کـرد حسین سینه ی خونی ما گفت شهیدیم همه بین این خیمه چه خونین بدنم کرد حسین باز هم دیر رسیدیم سرش را بردند مبتلا مثل اویس قرنم کرد حسین شب دلشوره ی زینب شب عاشورا شد شب بر سینه و بر سر زدن زهرا شد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد