نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یاران تو هزار مصیبت کشیده اند اما غم تو را سر مویی ندیده اند تنها شنیده ایم هر آنچه تو دیده ای تو دیده ای که جد تو را سر بریده اند از مقتل زیارات ناحیه روشن است شیب الخضیب را مکرر کشیده اند گاهی به جسم جد غریبت نشسته اند گاهی به چکمه روی تن او دویده اند انگشت را بخاطر انگشتری به حرص با خنجری که کند شده بد بریده اند تو گفته ای که گریه ی خون میکنی از بس که عمه های تو تهمت شنیده اند گفتی شبانه روز فقط گریه میکنم از بس که آل فاطمه غربت چشیده اند این بی حیا ارازلِ اوباش بارها مظلومه را به نیش زبان ها گزیده اند در راه کوفه بعضی از این پست فطرتان از یک دگر به قهقهه زیور خریده اند اجداد طاهرین تو رأسُ الحسین را یا در تنور یا که سر نیزه دیده اند خوش آن سحر که کنی از حرم ظهور بینی مدافعان حرم سر رسیده اند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد